شاید آخرین پست بارداری ترانه جون
عزیزم الان ساعت 4:30 روز 8 مرداد یکشنبه هست. داریم آماده میشیم بریم دنبال مامان جون و بعدش چهارتایی بریم بیمارستان بهمن برای بدنیا آوردن تو. از ساعت 3:45 که بیدار شدم یکریز تکون ها ی باحال میخوری. خیلی گرسنه هستم ولی باید ناشتا باشم. بابایی سحری خورده و 10 دقیقه هست که رفته بخوابه و الان باید بیدارش کنم. دیشب دیر خوابیدم ساعت 1 گذشته بود. امیدوارم سر عمل خوابم نبره.. دوستت دارم بوس. ...
نویسنده :
نرگس
4:41


