آخرین کارایی که من و بابایی دو نفری انجام دادیم
بعد از افطاری که برات تعریف کردم رفتم دوش گرفتم و موهامو سشوار کردم و وسایل رو چک کردم کامل باشن و همه توضیحات مربوطه رو به بابایی دادم . بعدش یکم جمع و جور کردیم و لباسهایی که فردا میخوام بپوشم رو شستم. بعدشم چند تا عکس توی اتاقمون گرفتیم . بعدشیم یک فیلم کوچولو از بابایی گرفتم . وقتی داشت حرف میزد برات طاقت نیاوردم و اشکم در اومد. بخاطر همین نتونستم منم باهات صحبت کنم.
تا ساعت 5 که میخوایم از خونه بریم بیرون اگر حالم بهتر بود حتما یک فیلم میگیرم که باهات صحبت کنم.
الانم بهتره که بریم بخوابیم تا صبح بیدار شیم و بابایی جون داشته باشه کارا رو انجام بده. روز سخت و پر استرس و انشاالله پر از شادی برای همه خواهد بود.
دوستت دارم تا آخرین نفس زندگیم........چون تو عزیز دل و حاصل عشق من و بابایی هستی.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آخرین کارایی که من و بابایی دو نفری انجام دادیم
