ترانهترانه، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 3 روز سن داره

روياي زندگي مامان و بابا

شروع روز 8 مرداد

1391/5/8 1:07
نویسنده : نرگس
612 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر گلم.

بخواب آروم که آخرین شب با هم بودنمون توی بدنمه.

بخواب آروم که آخرین شب تنهاییته

بخواب آروم که آخرین شب آرمیدن در درونمه

بخواب آروم که آخرین شب دوتایی بودن من و باباییه

بخواب آروم که وقتی بیدار میشی اتفاقات عجیبی برات میافته

بخواب آروم که میدونم از هیچ چی خبر نداری . نمیدونی چی قراره بشه نمیدونی به کجا میای.

دختر عزیزم. عزیزکم. ماهی کوچولوم. تو هیچ چی از زندگی الانت و لحظه تولدت یادت نمی مونه ولی بخواب آروم ....چون من سعی میکنم تا جایی که ازش اطلاع دارم بعدا برات تعریف کنم.

بخواب آروم و تکون نخور که تکونات منو آتیش میزنه. میدونم که دیگه چند ساعت دیگه نه تکونی در کاره نه لگدی و نه ترانه ای توی دلم.

بخواب آروم که عاشق دیدن چهره ی ماهت توی اتاق عملم.

راحت بخواب که منتظر دیدار چشمای نازتم.

بخواب آروم که منتظر شنیدن صدای گرمتم.

بخواب آروم که منتظر فشردن دستای کوچولوت توی دستامم.

بخواب آروم که شاید از فردا اونقدر دلت درد بگیره که خوابت نبره.

بخواب آروم که شاید چند ساعت دیگه مجبور باشی استرس زیادی رو تحمل کنی.

بخواب آروم که شاید لحظه ورودت به دنیای ما برات ناخوشایند باشه. ولی دختر گلم بهت قول میدم تا بتونم حمایتت میکنم تا نترسی. استرس نکشی. اذیت نشی.

دخترم قول بده وقتی منو میبینی بشناسیم و بدونی که چقدر دوستت دارم. قول بده وقتی بردنت پیش بابایی اونقدر ناز باشی که دل بابایی رو ببری. قول بده وقتی میبینتت باهاش مهربون باشی و براش بخندی.

قول بده بشناسیشو بدونی که چقدر دوستت داشته و داره و نگرانته.

قول بده دختر خوبی باشی. این تنها چیزیه که بابایی ازت میخواد.

عزیزم اشک توی چشمام قطع نمیشه. برای دیدارت لحظه شماری میکنم. قول بده سالم باشی و سالم بدنیا بیای.

روی ماهتو میبوسم عزیز دل من و مهدی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

سمیه
8 مرداد 91 16:43
نرگس جونم متخصص گریه درآوردن شدی هااااا خیلی متن قشنگی نوشتی عزیزم .... الان که دارم برات می نویسم ترانه عزیزم به دنیا اومد و منم باهات صحبت کردم خدا رو شکر جفتتون خوب خوب بودین ... خدایا شکرت
خاله مژگان
9 مرداد 91 10:06
وای دوستم چقد قشنگ و با احساس نوشتی کلی اشک ریختم