ترانهترانه، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره

روياي زندگي مامان و بابا

دلنوشته ای کوتاه

سلام ترانه خانم برگشتن مامانی و تو خونه رو دوباره به محلی برای زندگی تبدیل کرد حقیقت اینه که وقتی نبودین اینجا سوت و کور بود. دوستتون دارم بابایی
4 مهر 1391

بالاخره بازم اومدم خونمون

جمعه 31 شهریور بالاخره با بابایی اومدیم خونمون ............... توی این 8 هفته نزدیک 5 هفته خونه مامانم اینا بودم. و فقط حدود سه هفته خونه خودم بودم.  راستی یک مهمونی به مناسبت تولدت میخوایم بگیریم و فامیلهای بابایی رو دعوت کردیم که انشاالله چهارشنبه شب توی یک رستوران نزدیک خونمون هست. به فامیلهای منم توی ماه رمضان وقتی تو 15 روزت بود افطاری داده بودیم. یکسری از دوستای خانوادگیمون هم قراره که پنج شنبه بیان خونمون. این هفته پر از دید و بازدید و مهمونی هست هاااااااااااااا............
3 مهر 1391

موژه های فر خورده ترانه جون

ترانه خانم تو وقتی بدنیا اومدی چند تا دونه موژه بور داشتی و خیلی معلوم نبود. وقتی بزرگتر میشدی موژه هات بلندتر و پر تر و مشکی تر میشد. تا روز بنج شنبه 30 شهریور دیدم که موژه های چشم چپت یکم فر داره وقتی جمعه 31 شهریور  صبح از خواب بیدار شدی دیدم جفت چشمات موژه هاش فردار شده......فدای تو بشم مامانی که به روز تغییراتتو حس میکنم و خوشگلتر میشی.
3 مهر 1391

ترانه جونم خیلی سنگین شدی

ماشاالله به دختر گلم که این دو سه هفته وزن گرفتنش برام محسوسه کاملا. چهارشنبه 29 شهریور نزدیکای ظهر با خاله ساره رفتیم یکی از مراکز بهداشت و وزنت کردم ماشاالله حدود 4500 گرم شده بودی و دور سرت هم 38.5 سانتی متر بود. فدات شم که این چند روز به نظرم سنگین تر شدی و بغل کردنت به راحتی قبل برام نیست.
3 مهر 1391

اولین آتلیه

سلااااااااااام به دختر گلم ترانه خانم. مامان جون این روزها خیلی وقت نمیکنم بیام برات بنویسم. ولی وقتی میام خاطرات چند روز رو برات میگم. چهارشنبه هفته پیش یعنی 29 شهریور بعد از ظهر با خاله ساره و دختر نازش حسنا رفتیم آتلیه تا از تو و حسنا عکس بگیریم. خانم عکاس یکم دیر اومد و تو اذیت شدی . ولی چند تا عکس ازت گرفتیم که شاید تا دو سه هفته دیگه حاضر شه. دوست داشتم که اگر بشه عکس سه نفری با بابایی بگیریم که بابایی سر کار بود و نتونسته بود بیاد.انشاالله میخوام جور کنم برای هفته بعد سه تایی بریم آتلیه گلفام که برای بارداری هم رفته بودیم. امروز هم زنگ زدم به گلفام و گفتن که عکسای بارداری تا یک هفته دیگه آماده هست. فیلم وعکسهای روز زایمان هم که قر...
3 مهر 1391

گوش ترانه خانم سوراخ شد

عزیز دلم مامان جون طاهره روز شنبه 25 شهریور تو رو برد درمانگاه و گوشهای خوشگلتو سوراخ کردن. مبارکت باشه گلم.اینم عکسی که همون شب ازت گرفتم. فدای خنده نازت بشم. ...
29 شهريور 1391

عزیز دلم روزت مبارک

سلام ترانه جونم ببخشید که دیر اومدم برات بنویسم. امروز سه شنبه روز تولد حضرت معصومه و روز دختر بود. میخواستم بیام برات پست بزارم ولی کارم بیرون طول کشید و این شد که الان اومدم. آخه امروز بعد از 50 روز به زور و اصرار مامان جون طاهره رفتم آرایشگاه ....... یکم دلم باز شد. البته رابطه بین دلوازی و آرایشگاه یک رابطه مستقیم هست که بزودی خودت درکش میکنی عزیزم روزت مبارک . تو ستاره دلم و خورشید قلبمی. از صمیم قلب دوستت دارم .   ...
29 شهريور 1391

ترانه ای برای ترانه و همسرم

امروز دلم خیلی گرفته بود این ترانه رو برای ترانه و همسر عزیزم گفتم بعدم تصنیفشو تا خونه تو دستگاه ماهور برا خودم خوندمو گریه کردم این هفته که ندیدمشون دارم دیونه میشم دلم خیلی هواشونو کرده دوست دارم خوششون بیاد تو بدین شکر دهانی، چه کنم نامهربانی                         دل من چو سنگ خارا، نبود که میشکانی نروم زکویت ای دوست، و گرم زخود برانی                        شکنم غرور خود را، به امید همزبانی ت...
28 شهريور 1391