دخمل یازده ماهه من
ترانه یازده ماهه من کلی کار بلده بکنه
هرچیزی که میخواد با انگشتاش اشاره میکنه و میگه eh
وقتی میگیم حسنا ( دختر خاله ترانه ) کو با انگشتش عکس حسنا رو نشون میده و میخنده و همینطور مامان و بابا رو هم بلده که با دست عسکامون نشون بده
بجای اینکه توی روروئک بشینه میره پشتش و هلش میده ........ما هم بهش میخندیم و میگیم مگه گاریچی هستی
از همه چیز و همه جا بالا میره
قهقهه های زورکی میزنه بطوریکه به نظر من ممکنه گلوش درد بگیره
وقتی سرپا ایستاده دستاشو که ول میکنیم چند ثانیه میایسته ولی اونقدر ترسو هست که فوری میشینه
توپ باز بلده اینطوری که توپ یا بادکنکی که روبروشه رو هل میده و منتظر میمونه که ما هم براش بندازیم.
پستونک و شیشه شیرشو به ما هم تعارف میکنه. چند باری هم نزدیک بود پستونکشو بکنه توی دهن باباش
اسباب بازی یا هرچیزی که دستشه رو اگر بهش بگیم بده به طرف ما میگیره ولی معمولا سرکاری هست و تا ما میایم ازش بگیریم میخنده و میکشدش سمت خودش
توی شیشه های نوشابه و دلستر خالی از خودش صدا در میاره و چون صداش عوض میشه خوشش میاد.
عاشق بچه هاست و هر جا بچه ببینه از خود بیخود میشه و دیگه خواب و گرسنگی یادش میره.
کلی کار دیگه هم بلده ولی هنوز هم دندون در نیاورده 
عسکاشم گذاشتم توی ادامه مطلب
دخمل من در حال گاری کشی





فدای معصومیت نگاهت شم .....وقتی میشینی عادت داری انگشتای پای کوچولوتو میگیری 


اینجا با سرعت هر چه تمامتر داری روروئکتو هول میدی ........از قدم بلندی که برداشتی معلومه

اینجا هم در حال صدا در آوردن از خودت توی شیشه دلستری




اینجا هم داشتی اسباب بازیتو به من نشون میدادی و خودتم به نوک انگشتت نگاه کردی و چشمای نازتو چپ کردی



دخمل یازده ماهه من
