ترانهترانه، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 1 روز سن داره

روياي زندگي مامان و بابا

داستان تپل کردن ترانه خانم

1391/4/29 23:53
نویسنده : نرگس
9,855 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر شیطون و بلای خودم خوبی گلم؟عزیز دلم دو شب پیش اومدم برات بنویسم که یکدفعه هر چی تایپیده بودم پرید و چون وقتم کم بود نتونستم دوباره بنویسم.ولی دوباره برات میگم بصورت خلاصه که مامان جون و بابا جون شنبه شب اومدن خونمون و خاله نرگس رو آوردن برای کمک که خونه تکونی کنیم که تا دیشب اینجا بود.از آشپزخونه گرفته تا بوفه و شستن فرشا و پر کردن فریزر رو تا امروز انجام دادیم.البته  من در مقام نظارت و دستور بودم.مامان جونم خیاطی میکرد برای من و خودشو خاله فایزه.من ا

از جمعه خودمو بستم به خوردن مرغ و کباب گوسفند و موز و شیر و بستنی و میوه که تا میشه شمارو تپلی کنم.چند روزی هست که همه بهم میگن شکمم سر پایین شده.خودمم حس میکنم چون وقتی میشینم احساس میکنم شکمم روی زمینه.

همش به مامان جون میگم دعا کنید ترانه جونم وقتی شنبه میرم دکتر حداقل سه کیلو و نیم باشه.آخه شنبه یعنی سی و یک تیر نوبت دکتر دارم.

خیلی دوستت دارم و هرچی مبگذره بیشتر مشتاق دیدار روی ماحت میشم.

بوس.بوس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

خاله مژگان
3 مرداد 91 12:06
سلام دوستم
ایشاالله که ترانه ناز و توپولوت با یه زایمان راحت به دنیا بیاد ولی قول بده که عکساشو هر چه زود تر برامون بزاری. مواظب خودت باش.


مرسی.حتما عزیزم سعی میکنم توی اولین فرصت این کارو بکنم